عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

337

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

صورتگرى چنان‌اند كه گاه نقاش از آدمى چنان صورتى مىنگارد كه هيچ كم و كاستى ندارد ، اين بماند ، گاه چنان مىكشد كه گويى گريه مىكند يا مىخندد حتى در خنده هم چنان مىكشد كه دانسته مىشود كه خنده از روى سرزنش و شماتت است يا شرمسارى ، يا لبخندى است از سر شگفتى يا خندهء از شادمانى و افسوسگرى ، و گاه صورتهايى مىكشند كه آميزهء چندين حال و حالت باشد . همچنين چينيان تغارهاى بسيار نازك و شفّاف مىسازند و در آن پختنى مىپزند [ اين تغارها را بنا به كاربرد آنها ] گاه ديگ مىخوانند و گاه كاسه . امّا بهترين آنها به رنگ زردآلو باشد ، نازك و روشن و داراى صداى زنگ‌دار بلند ، و پس از آن به همين‌سان به رنگ خامه‌اى و شيرى . نيز از ساخته‌هاى چينيان پرند بسيار نيكو ، نيز آهن كه در زير خاك كنند كه نقشها در آن‌گاه پديدار و گاه نهان شود ، آن را كيمخاو خوانند ، كه در شعرى از ابن الرومى آمده . نيز بارانيهايى از جنس مشّمع دارند كه در زير بارش باران شديد هم تر نگردد ؛ و باز دستمال و قابدستمالهايى دارند كه چون چركين گردد در آتش اندازند ، بى كه دستمال بسوزد ، تميز و پاكيزه گردد . همچنين چينيان آهن مصنوعى دارند كه از آن آينه و تعويذ درست كنند كه آنها را به چندين برابر نقرهء هم وزن مىخرند . و باز سنجاب فارمانى دارند كه از گرانبهاترين كركها به شمار مىرود و نمدهايى دارند كه بسيار بهتر از نمدهاى مغربى است . جاحظ در كتاب « التبصّر بالتجارة » آورده كه : بهترين گونهء نمد ، نمد چينى است و پس از آن نمد قرمز رنگ مغربى و پس از آنها نمد سفيد طالقانى . امّا كسى ديگر گفته بهترين پشمها پشم مصرى است و پس از آن پشم ارمينيّه و تكريت و رويان . طرب الزّنج . در ميان مردم سرزمينها ، زنگيان بيش از همه به شادمانى و بازى و آوازخوانى ، و نيز عشقبازى و بىشرمى بلند آوازه‌اند . و در زبان بازى و